دعواي شعر حافظ!!
حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
*****
اگر آن شوخ بی پروا بدست آرد دل ما را
به عناب لبش بخشم تمام ملک دنیا را
دادعلی
*****
صایب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
*****
شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صایب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بهر ترک شیرازی که برده جمله دلها را
*****
دکتر انوشه
اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما را
به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن دلبر شیرین که شور افکنده دنیا را
سارا گیلانی :
در حمایت از شعر حافظ شیرازی در جواب
اشعار صائب تبریزی و انوشه تهرانی فرمودند :
اگر آن مهوش گیلان بدست آرد دل ما را
بدو بخشم به سهم خود، چو حافظ ملک دنیا را
تن و جان، روح و معنا را به مخلوقی نمیبخشم
اگر بخشم به او بخشم که برپا کرده دنیا را
و
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را
من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم
نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
*****
سید حسن حاج سید جوادی در جواب به دکتر انوشه:
اگر میر کمانداران به دست آرد دل مارا
به ابروی خمش بخشم هزاران شعر زیبا را
تمام روح و معنا را به دست یار می بینم
چرا بخشم بر او چیزی که باید او دهد ما را
*****
آرش فرزین )رها)
جواب به شهریار:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
اگر درکت همین قدر است که تن را جان نمی بینی
برو در مکتب شعر و بخوان تو آب و بابا را
*****
و اما جواب به این 3 شاعر (حافظ ،صایب و شهریار) :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
نه شهری بخشمش او را ، نه روح و جان و اجزا را
اگر میلش به ما باشد خودش بی پرده دلدار است
به دست آرد دل ما را ، نمی خواهد بخارا را
*****
محمدرضا محمدی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
نه می بخشم سمرقندش ، نه می بخشم بخارا را
هرآن کس چیز می بخشد ، به یک باره نمی بخشد
که شاید عشق آن دلبر کند آزرده دل ها را
بباید صبر بنمودش که تا عشقش شود دائم
نه چون آن کس که می بخشد به یک دم روح و اجزا را
*****
موسی خسروی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش حتی نبخشم نقطه بارا
خدای ترک شیرازی بود زیباتر از خلقش
چرا چون حافظ و صائب ببخشم شهر و اعضا را
و یا چون شهریار آیم کنم تقدیم اجزا را
تمام روح و اجزایم فدای صنع یکتا را
سمرقند و بخارا را سرو دست و تن و پارا
تمام روح و اجزارا بود زیبنده اعلی را
میان این سه استادم جسارت کرده ام خواجو
که پایان بخشم این دعوای استادان والا را
*****
تبریز - رضا برزگر
چنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را
که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ
میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه و افسون
ببین! خود با چنین بخشش معما در معما را
*****
پگاه و بخشندگی حافظ !
مهرانگیز رساپور ( م . پگاه)
از آن پس برسر پاسخ به این ولخرجی حافظ
میان شاعران بنگر، فغان و جیغ و دعوا را
وجودِ او معمایی ست پر افسانه و افسون
ببین خود با چنین بخشش، معما در معما را !
بیا حافظ که پنهانی، من و تو دور ازاین غوغا
به خلوت با هم اندازیم این دلهای شیدا را
رها کن ترکِ شیرازی! بیا و دختر لر بین !
که بریک طرهی مویش، ببخشی هردو دنیا را !
فزون برچشم و بر ابرو، فزون بر قامت و گیسو !
نگر بر دلبر جادو، که تا ته خوانده دریا را !
شبی گر بختت اندازد به آتشگاهِ آغوشش
زخوشبختی و خوش سوزی ، نخواهی صبح فردا را
شنیدم خواجهی شیراز، میان جمع میفرمود:
" پگاه" است آنکه پس گیرد، سمرقند و بخارا را !
*****
بدین فرمایش نیکو که حافظ کرد میدانم ،
مگر دیگر به آسانی کسی ول میکند ما را !
بنام خدا وعرض سلام خدمت شما بازدیدکننده عزیز، ازاینکه این وبلاگ را انتخاب کردید خوشحالم. امیدوارم برایتان مفید باشد.این وبلاگ پل ارتباطی ما با شماست،مارا ازنظرات سازنده خود محروم نسازید.