مسأله سئوال و فشار قبر یک عقیده عمومی اسلامی است که همه فرق اسلامی .احمد بن حنبل در رساله خود که رؤس عقائد اهل حدیث را در آن نوشته است می گوید: «عذاب قبر حق است و در آن از گناهان بندگان و از پروردگارشان و از بهشت و دوزخ سؤال می کنند و مسأله دو فرشته به نام «منکر و نکیر» نیز حق است» .
ابو الحسن اشعری می گوید: ما به عذاب قبر و منکر و نکیر و سؤال آنان از مردگان در قبور ایمان داریم.
قاضی عبد الجبار از سران معتزله در آغاز قرن پنجم می گوید: «در میان امت شکی در عذاب قبر نیست…
این نوع عقیده بر خاسته از روایاتی است که در این مورد وارد شده است.

در قرآن كریم دربارۀ قبر و شب اوّل قبر شرح و بسط زیادی به چشم نمی خورد،بلكه تنها به اصل وجود این عالم (قبر)اشاره ای شده است،امّا دراحادیث اسلامی بطورگسترده ازقبروشب اوّل قبرسخن به میان آمده است.وباید به این اصل قرآنی توجه داشته باشیم كه قرآن اصول كلی را بیان كرده وجزییات آن توسط پیامبراكرم(ص)وائمه(ع)برای ما بیان شده است

اعمال خیر انسان در عالم قبر در جلوی او نمودار می‌گردد همان گونه كه اعمال بد او چنین می‌شود. با الهام از این جهت‌گیری روایات‌، باید در صدد اصلاح اعمال خود باشیم تا شب اوّل قبر در ردیف نجات یافتگان قرار گیریم‌.
از بعضی روایات استفاده می‌شود كه زمین‌، مشتاق مؤمنانی است كه در حال حیات بر روی زمین مرتكب معصیت خداوند نشده و پروردگار خویش را از خود راضی كرده‌اند. فشار قبر متوجه چنین كسانی نخواهد بود.
شهدأ نیز با اولین قطره خونی كه از آنان ریخته می‌شود، تمام گناهانشان پاك می‌گردد. از این رو فشار قبر متوجه آنان نیست‌.
شماره روایات در حد تواتر است و همگی ناظر این است که از مردگان سئوال می شود ولی در روایات چیزی که گواهی دهد که بدن عنصری زنده می شود، و به پرسشها پاسخ می گوید، چیز صریحی جز یکی دو روایت  به چشم نمی خورد ولی با توجه به آیاتی که برای انسانها حیات برزخی ثابت می نماید و با توجه به روایات که قبلا یاد آور شدیم که در آنها واقعیت برزخ و قبر یکی قلمداد گردیده است طبعا مسأله سئوال و فشار و عذاب قبر همگی مربوط به بدن دیگر غیر از بدن عنصری خواهد بود، بدنی که متناسب با حیات برزخی باشد که در اصطلاح متکلمان به آن بدن یا قالب «مثالی» گفته می شود و در روایات نیز همین تعبیر درباره آن وارد شده است.
بنابراين:
 واقعیت قبر همان برزخ است.
 مسأله سئوال و عذاب قبر مورد قبول اکثر قریب به اتفاق متکلمان اسلامی است.
 سئوال و عذاب قبر مربوط به بدن مثالی است.
اما از چه چیزهائی سئوال می شود؟
 در روایتی از امام سجاد (ع) نقل شده است که آن حضرت هر روز جمعه مردم را موعظه می کرده و از آن جمله می فرمودند: ای فرزند آدم از مرگ غافل مباش، به همین زودی قبض روح خواهی شد، و به منزلی منتقل می شوی، روح به تو باز گردانده می شود و دو فرشته منکر و نکیر برای سئوال بر تو وارد می شوند، و اول چیزی که می پرسند از پروردگار تو است، آنگاه از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده است، و از دینی که پذیرفته ای، و از کتابی که تلاوت می کردی، و از امامی که ولایت او را قبول کرده بودی، آنگاه از عمرت می پرسند که در چه راهی آن را فانی کردی و از مال و ثروت که از کجا کسب نموده و در چه راهی مصرف نمودی؟ .
همچنين از علی (ع) روایت شده است که فرمودند: آنگاه که انسان را در قبر می گذارند دو فرشته به نام منکر و نکیر نزد او می آیند و اولین سئوال آنان درباره پروردگار او است، آنگاه از پیامبر او سپس از کسی که ولایت او را پذیرفته است پس اگر پاسخ صحیح گویند، نجات می یابد و اگر از پاسخ عاجز شود عذاب می شود.
از چه کسانی سئوال می شود؟
در این باره نیز روایات متعددی نقل شده است که نمونه های را متذکر می شویم:
 ابو بکر حضرمی می گوید از امام باقر (ع) شنیدم که فرمود در قبر سئوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان محض داشته و یا کافر محض بودند گفتم پس وضع دیگران چگونه است؟ فرمود : به حال خود واگذار می شوند.
 محمد بن مسلم گوید: امام صادق (ع) فرمود: لا یسأل فی القبر الا من محض الایمان محضا و محض الکفر محضا.
در قبر سئوال نمی شود مگر از کسانی که عقیده محض و قطعی از نظر ایمان و کفر داشته باشند .مقصود از ایمان و کفر محض این است که از نظر فکری مستضعف نبوده و برای خود عقیده ای را (ایمان و کفر) برگزیده است.
برخی گمان کرده اند تعلق روح در عالم برزخ به بدن مثالی که مورد اعتقاد متکلمان اسلامی است و در روایات نیز بدان اشاره شده است یک نوع «تناسخ» است در حالی که تعلق روح به بدن مثالی ارتباطی به آن ندارد زیرا حقیقت تناسخ این است که روح و نفس انسان پس از مرگ بار دیگر به این جهان باز می گردد و به سلول نباتی یا نطفه حیوانی یا جنین انسانی تعلق می گیرد.و بار دیگر سیر تکاملی خود را ادامه داده و به صورت یک انسان کامل در آید.به طور مسلم این شیوه از بازگشت، با حکمت حق منافات دارد زیرا مفاد آن این است که انسان پس از طی مراحلی به صورت یک موجود کامل در آید آنگاه با پسگرائی خاصی به حالت نخست برگردد، و این فرضیه را یک اصل استوار فلسفی مردود می شمارد و آن اینکه «فعلیت به قوه بر نمی گردد» .
به طور مسلم در تعلق روح به بدن مثالی چنین مشکلی وجود ندارد زیرا آن بدن مثالی از نظر کمال هم آهنگ با روح تکامل یافته است و تعلق روح به چنین بدن همگام، مستلزم رجوع فعلیت به قوه نیست حتی از نظر برخی از فلاسفه بدن مثالی از شئون نفس و مخلوق و آفریده او است و نفس مقتدر با خالقیت خاصی که در این جهان و در جهان دیگر دارد چنین بدنی را از طریق تصور می آفرینند و مدتی با آن بسر می برد تا رستاخیز الهی تحقق پذیرد.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=4129