حکمت 9 (چگونگی رفتار بامردم)
بمردم کن بدانسان زندگانی
که گر با مرگ کردی همعنانی
ز سوز دل بسوگت زار مویند
بمرگت تسلیت بر خویش گویند
بدان حالت و گر که زنده ماندی
میان مردمان پاینده ماندی
به عشق و شوق سویت روی آرند
به مهر آنان بپایت سر گذارند
دل مردم دلا از خویش خرم
کن و بر زخم دلها باش مرهم
گره از کارهای بسته بگشای
مرمت قلبهای خسته بنمای
به نیکویی بده انجام کاری
ز دوش خلق بر میدار باری
درون کن پاک از هر عیب و آهو
بدرد بینوایان باش دارو
اگر خواهی غلامان حلقه در گوش
به رفع حاجت مردم همی کوش
ز پای افتادگان را دستگیری
بکن تا چون ز پای افتی بمیری
به نام نیک بنمایند یادت
ز خیر و از خوشی سازند شادت
که گر با مرگ کردی همعنانی
ز سوز دل بسوگت زار مویند
بمرگت تسلیت بر خویش گویند
بدان حالت و گر که زنده ماندی
میان مردمان پاینده ماندی
به عشق و شوق سویت روی آرند
به مهر آنان بپایت سر گذارند
دل مردم دلا از خویش خرم
کن و بر زخم دلها باش مرهم
گره از کارهای بسته بگشای
مرمت قلبهای خسته بنمای
به نیکویی بده انجام کاری
ز دوش خلق بر میدار باری
درون کن پاک از هر عیب و آهو
بدرد بینوایان باش دارو
اگر خواهی غلامان حلقه در گوش
به رفع حاجت مردم همی کوش
ز پای افتادگان را دستگیری
بکن تا چون ز پای افتی بمیری
به نام نیک بنمایند یادت
ز خیر و از خوشی سازند شادت
شرح نهج البلاغه (محمد علی انصاری قمی)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۲ ساعت 15:8 توسط حسینی
|
بنام خدا وعرض سلام خدمت شما بازدیدکننده عزیز، ازاینکه این وبلاگ را انتخاب کردید خوشحالم. امیدوارم برایتان مفید باشد.این وبلاگ پل ارتباطی ما با شماست،مارا ازنظرات سازنده خود محروم نسازید.