نردبان موفقیت
چه بهتر که دنبال الگو یا الگوهایی باشیم که در چند بعد از ابعادی که مدنظرمان است، موفق باشند اما اگر چنین فردی به راحتی پیدا نمیشود، هیچ ایرادی ندارد که مثلا در بعد علمی، یک فرد یا چند فرد برایمان الگو باشند و در بعد سلامت فرد دیگر و در بعد اعتقادی و مذهبی، شخص دیگر.
الگوی خوب یعنی که؟
آنچه یک الگو را تبدیل به یک الگوی مناسب و مفید میسازد شامل این موارد است:
• فرد «الگو» معمولا خودش یک عضو از جامعه خودمان است. (البته این قضیه، قانون متقن نیست.)
• فرد «الگو» از مسیرهای رایج و مرسوم توانسته است موفقیت خود را کسب کند، نه از روشهای نامتعارف و غیرعادی.
• یک فرد الگو، در زوایای مثبت زندگی توانسته است به موفقیت دست یابد. مهم آن است که الگوهایی که از آنها یاد میکنیم، دارای صفات مثبت در موفقیتهای زندگی باشند.
• یک فرد الگو، فردی است که در رفتار و گفتار روزمرهاش به راحتی میتوان زوایای امید را مشاهده کرد؛ حتی اگر در شرایطی آنها را ببینیم که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات روزمره هستند.
• این گونه افراد، معمولا با کمک و همراهی دیگران و با حضور مثبت در کارهای گروهی و پرورش تواناییهای خود در زمینه کار تیمی و فعالیت کردن با دیگران، توانستهاند گامهای مثبت بردارند.
• یک فرد الگو، ابایی ندارد که موفقیتهای خود را در اختیار دیگران بگذارد و راه رسیدن به آن را به دیگران بیاموزد.
چگونه یک الگوی مناسب انتخاب کنیم?چند نکته مهم و کاربردی در انتخاب الگو نهفته است که خصوصا برای الگوپذیری کودکان و نوجوانان ارزش زیادی پیدا میکند:
• الگوها باید افرادی از بطن جامعه و ترجیحا نزدیک به فرهنگ، آداب و عوامل اجتماعی خودمان باشند تا ارزش الگوپذیری از او پر رنگ ترشود.
• باید به خودمان و دیگران بیاموزیم که اگر فردی را در یک زمینه به عنوان الگو انتخاب کردیم و آن وقت دیدیم که در زمینههای دیگر دچار نقص و ناتوانی است، این دلیل بر کمارزش بودن جنبههای مثبت مورد نظرمان نیست.
• الگوی انتخابشده باید تا حد امکان در دسترس باشد تا بتوان هر از چند گاهی چهره او را (ترجیحا به صورت حضوری) دید و یا با او به صحبت نشست و یا درباره او صحبت کرد و یا مطلبی راجع به او مطالعه کرد.
• تا حد امکان باید به صورت شفاف مشخص کرد که الگویی که برای خود انتخاب کردهایم، چه هدفهایی را برای خود مشخص کرده، چگونه این اهداف را به واقعیت تبدیل کرده، چگونه تلاش کرده و چهطور مشکلات را شناسایی کرده، چه نقاط ضعفی را در خود برطرف کرده، از چه کسانی و چه چیزهایی کمک گرفته است.
• در مرحله بعدی باید به صورت دقیق و شفاف مشخص کرد که در این زمینههایی که اطلاعاتش را از فرد به دست آوردیم، خودمان چه تفاوتی با او داریم. آن وقت هدفگذاری باید با توجه به قابلیتها، امکانات و شرایط خودمان انجام شود.
• بهتر است آنچه را که از الگویمان میآموزیم، یادداشت کنیم. نوشتن این موارد، هم کمکی است به شفافتر شدن موضوع برای خودمان، هم برایمان مشخص میکند که کجا را درست رفتهایم و کجا را اشتباه و ضمنا ذخیرهای میشود.
• هر از چند گاهی باید الگوهایی را که برای خودمان انتخاب کردهایم، مجددا بررسی کنیم.
بنام خدا وعرض سلام خدمت شما بازدیدکننده عزیز، ازاینکه این وبلاگ را انتخاب کردید خوشحالم. امیدوارم برایتان مفید باشد.این وبلاگ پل ارتباطی ما با شماست،مارا ازنظرات سازنده خود محروم نسازید.