دیل کارنگی یکی ازنویسندگان ورجال مشهورجهان غرب است.اودر کتاب آیین زندگی خودمی نویسد:اگر می خواهیداحساس خوشبختی کنیدبه نعمتهایی که خد ابه شما عنایت کرده توجه نماییدوآنهارابشمارید نه محرومیتهاوکاستی هارا،تصورکنیدکه یکی ازکلیه های شماازکارافتاده وکلیه دیگرتان نیزدرآستانه ازبین رفتن است.اکنون اگرکسی حاضر شودکلیه ای در اختیار تان قرار دهدشما چه بهایی برای آن می پردازید؟دومیلیون دلارشاید قیمت مناسبی باشدالبته مطمئنااگرگرانترازاین مبلغ هم با شدوشماقادر به پرداخت آن باشید، آن راخواهید خرید.درحالیکه شما فعلا دوکلیه سالم وبدون عیب داریدپس فعلا شمادارای چهار میلیون دلار هستید.همین طورسایردستگاههاواعضاوجوارح خودراقیمت گذاری کنید.....چشمها هرکدام چهارمیلیون دلار،ششها سه میلیون دلار،جگر،گوشها،پاها، دستهاو...می بینیدکه بین دلارها غرق هستیدولی توجه ندارید.چه بسیارندآنهایی که شرایط زندگی شماراآرزومی کنندوبرایشان دست نیافتنی است.دیل گارنگی همچنین جمله (ناراحت بودم که کفش ندارم امامردی را دیدم که پا نداشت)رامی نویسدوبه مخاطب خود می فهماندکه ممکن است درزندگی کاستی هاوکمبودهایی وجودداشته باشداما با این وجوداگر به خود وبه جها ن پیرامون خود بنگریم می بینیم که دارای نعمتهای بیشماری هستیم که مهمترازهمه از نعمت سلامتی برخوردار هستیم که بسیاری ازافراد فاقد آنند،کافیست سری به بیمارستانهابزنیم تا قدر عافیت وسلامت خودرا بدانیم.درهرصورت نباید همیشه نیمه خالی زندگی راببینیم زیرا موجب ناراحتی ماشده وجز رنج چیز دیگری عائد ما نخواهدشدبلکه با ید واقع بین باشیم ،ازداشتن نعمتهای موجودخوشحال و شکرگزاربوده ودرحدتوان در رفع کمبودهای دیگرزندگی بکوشیم. خلاصه اینکه سخنان دیل کارنگی ارزنده است.اما این سخنان یک شخص متفکرواندیشمند دراین زمان است،او باین گفته هاافراد بی شماری رااز تشویش ونگرانی ودغدغه کمبودهای زندگی می رهاند،وآرامش رابه زنگی آنهاباز می گردانددرحالیکه اسلام دریکهزاروچهارصد سال قبل فرموده است(وان تعدوا نعمت الله لا تحصوها)یعنی اگرنعمتهای پروردگارتا ن رابشماریداز حصا وشمردن آن عاجز خواهید ماندکه توجه دادن به نعمتهای خداونداست وآیه دیگر می فرماید(وامابنعمت ربک فحدث)یعنی نعمتهای پروردگارت رابازگو کن که ازاسرارباز گونمودن وبرشمردن نعمتها به دست آوردن حس قناعت وآرامش وسپاسگزاری است  که این آیه مارا به آن دعوت می نماید.

درحقیقت فرد مورد نظرسخن تازه ای برای ما نداردبلکه افراد رابه همان چیزی فراخوانده است که اسلام دریک هزارو چهارصدسال پیش فرامی خوانداگرچه ممکن است،سخنا ن دیل کارنگی برای غربیان چیز تازه ای باشد.چون آنهاازداشتن یک منبع هدایتی وتربیتی زلال وآسمانی بی بهره اند.به هرحال دین وفرهنگ اسلامی ماپراست ازاینگونه دستورهای تربیتی وهدایتی منتها علما ودانشمندان مابیشترازسایرین باید درزمینی کردن وبه روز کردن معارف دین بکوشندکه الحق والانصاف مردم تشنه آن هستند.

سالهادل طلب جام جم ازما می کرد*****آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد